قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

16

ارشاد الزراعه ( فارسى )

اخضر رسيده و بر حوالى چمن‌هاى زرنگار ، خربزه سبز خط ، طرفه عذار ، چون ماه تمام از افق سپهر مينافام روى نمايد ، بجلوه درآمده ، سيب بىآسيب چون ذقن دلبران سيمين‌تن ، دلها را صيد كرده و برنگ زيبا و ببوى راحت‌افزا عالمى را در قيد آورده ، امرود از سر هر شاخ ، كوزه‌هاى آب حيات با صراحيهاى پرجلاب نبات درآويخته و بصلاى حلواى بىدود كاهلان بىسرمايه و سود را برانگيخته به پشمينه‌پوش ، چون صوفيان شب‌خيز ، رخسارهء زرد سر از پنجره‌هاى خانقاه ابداع بيرون آورده و روى گردآلودش دل دردآلود ، عاشقان را از مهر و ماه نشان انتباه داده و انجير بىنظير ، كه دست قدرت وصف جمالش را برطبق و التين نهاده و حلواى زيبا از خشخاش و قند ترتيب داده ، انار ، چون لب دلدار خندان و حريفان ظريف را آب دندان . بيت براى امتحان ، گردون زركار * فكنده جوهر ياقوت در نار شفتالوى سيراب ، كه هنوز دندان بر لب نرسيده آب حسن از وى چكيده ، زردآلوى آبدار ، با رخسار زرد چون عاشقان شيداست و طعمش بغايت لطيف و زيبا و رسيدن وى پيش از همه ميوه‌ها و مقبولى آن نزد شاه و گداست توت بيدانه ، با روى سفيد ، بغايت لطيف و زيبا در دل همه كس شيرين و آب روى وى همه‌جاست . القصه تعريف باغ پير بىنظير به اطراف و اكناف عالم منتشر شده بود و هركس از باغ بوستان پير دهقانى نهالى بطريق استدعا ستانيده بود ، بهر محل مىكاشت . چون پير دهقان به حكم حضرت سبحان از سراى غرور انتقال كرده و بجوار رحمت رب غفور پيوست ، او را در خواب ديدند و از حالتى كه بعد از وفات واقع شده بود پرسيدند گفت خداوند تعالى گناهان مرا آمرزيد و مرا بروضهء نعيم رسانيد ، گفتند هيچ دانستى كه سبب آمرزش تو چه بود ؟ جواب داد شخصى از باغ من نهال ميوه برده و كاشته بود ، مگر درويشى بباغ آن شخص رسيده بود و از آن درخت قدرى ميوه نزد آن درويش آورده كه از آن محظوظ و بهره‌مند گشته و از روى نياز بدرگاه بىنياز زبان بدعا گشوده گفته خدايا ، آن‌كس كه اين نهال رسانيده و آن‌كس كه محافظت نموده